تبلیغات

روز گذشته سرانجام کتاب زندگینامه استیو جابز منتشر شد. می دانید که استیو جابز در طول زندگی اش علاقه ای به عمومی کردن زندگی شخصی اش نداشته و به همین خاطر این کتاب پر از اطلاعاتی است که تا به حال در مورد او، شخصیت و زندگی اش در دسترس نبوده است. با خواندن این کتاب می توانید با ابعاد مثبت و منفی متفاوت و جالبی از استیو جابز آشنا شوید.
در عین حال در این مطلب می توانید برخی از حرف های عجیب و نظرات متفاوت استیو جابز را که در کتابش بیان کرده را بخوانید و با خودتان بگویید "واقعا که!" هرچند اینها فقط بخش کوچکی از یک کتاب ۱۰۰۰ صفحه ای است.
جنگ استیو جابز با اندروید: استیو جابز از اینکه اندروید برخی امکانات سیستم عامل آی او اس را کپی کرده است بسیار ناراحت بوده است. در کتاب او می گوید: من تا آخرین نفس و تا آخرین پنی از تمام ۴۰ میلیارد پول اپل را صرف می کنم تا صحت و اشتباه بودن این موضوع را مشخص کنم. من قصد دارم تا اندروید را نابود کنم به خاطر اینکه یک محصول دزدی است. من می خواهم به یک جنگ اتمی با آن بروم.
استیو جابز به اریک اشمیت مدیرعامل (سابق) گوگل گفته بود من پول شما را نمی خواهم. اگر ۵ میلیارد دلار به من پیشنهاد بدهید آن را نمی خواهم. من پول زیادی دارم. من فقط می خواهم که شما استفاده از ایده های ما را روی اندروید متوقف کنید.
تاخیر در جراحی: استیو جابز در ابتدا با عمل جراحی برای درمان سرطان اش موافقت نکرده است. و بعد از ۹ ماه حاضر به این کار شده است. زمانی که احتمالا دیگر برای این کار دیر شده بوده و ممکن است این یکی از دلایلی اصلی درگذشت او بوده باشد. همسر استیو جابز در کتاب می گوید او این آمادگی را نداشته که بدنش را باز بکنند. این کار سختی است که کسی را مجبور بکنید چنین کاری را انجام بدهد.
بیل گیتس: استیو جابز در مورد بیل گیتس گفته او فردی فاقد تخیل است و هیچ وقت چیزی را ابداع نکرده. من فکر می کنم به همین خاطر است که او هم اکنون در کارهای بشردوستانه نسبت به تکنولوژی راحت تر است. او فقط بدون خجالت از ایده های دیگران استفاده کرده است.
باراک اوباما: در ملاقات استیو جابز با اوباما در سال ۲۰۱۰ به او گفته است که شما فقط برای یک دوره ریئس جمهور می شوی!
تضمین موفقیت آینده اپل: با اطلاع از مرگ، استیو جابز قصد داشته که اپل را به گونه ای بسازد که بعد از رفتن اش هم قدرتمند باقی بماند. در کتاب می بینید که شرکت اچ پی و بنیانگذاران آن یکی از الگوهای استیو جابز بوده اند. استیو جابز می گوید: هاولت و پکارد یک شرکت عالی ساختند و آنها فکر کردند که آن را در دستان خوبی باقی گذاشتند. اما حالا این شرکت تجزیه و نابود شده است. من امیدوارم که میراث قدرتمند تری باقی بگذارم که چنین چیزی هیچ وقت در اپل رخ ندهد.
اعتقاد نداشتن به امادگی اپل برای اپلیکیشن های موبایل: وقتی که آرت لوینسون به استیو جابز اصرار میکرده که اپلیکیشن های موبایل یک گام بزرگ بعدی محسوب می شود استیو جابز موضوع را جدی نمی گرفته و احساس می کرده اپل هنوز آمادگی این کار را ندارد. اما سرانجام راضی شده تا این کار را انجام بدهند.
در انتظار مرگ زودرس: استیو جابز همیشه اعتقاد داشته که عمر کوتاهی خواهد داشت و در جوانی خواهد مرد. بنابراین زمان کوتاهی برای رسیدن به اهدافش دارد. او می گوید هیچ یک از ما نمی دانیم که چقدر اینجا هستیم. اما من همیشه این احساس را داشتم که باید تا وقتی جوان هستم کارهای زیادی انجام بدهم.
یکی از ویژگیهای بارز استیو جابز این بود که سعی داشت متفاوت از دیگران فکر کند. از این رو، طرفداران این مرد نیز سعی دارند سوگواری خود را به شکلی دیگر به او و سایر افراد نشان بدهند. طرفداران ژاپنی استیو جابز به منظور گرامی داشت یاد او به شکلی دیگر، چندی پیش با تجمع در مقابل فروشگاه اپل در Ginza به جای اینکه شمعهای واقعی به دست بگیرند از اپلیکیشن رایگان شمع مجازی که در محصولات آیفون، آیپدها و آیپادها قابل اجرا است استفاده کردند.

جعبه آبی یا Blue Box اصطلاحی است رایج بین فریکرها . Phreaker به هکرهایی گفته میشود که روی سیستمهای مخابراتی و خطوط تلفن کار میکنند و اکثرا میتوانید آنها را در اطراف تلفنهای عمومی پیدا کنید. مثلا در تصویر بالا استیو وزنیاک (طراح و سازنده اولین و دومین کامپیوتر اپل) را میبینید که با جعبه آبی دستساختش در حال انگولک کردن یک باجه تلفن عمومی است.
اما این سیستمها چطور کار میکردند؟ در دوران قدیم که سیستمهای تمام دیجیتال وجود نداشت، شرکتهای مخابراتی برای برقراری تماس و اطلاع از وضع آن مجبور بودند از همان سیمهایی که کاربران رویشان حرف میزنند استفاده کنند. برای اینکار از فرکانسهای متنوع صوتی برای مخابره اطلاعات تماس استفاده میشد. این اصوات که مانند یک زبان برنامهنویسی سوییچهای بین راه را تنظیم میکردند، حتی برای کسانی که با تلفن صحبت میکردند نیز قابل تشخیص بودند. در آن دوران، فریکرها با کشف این فرکانسها و به دست آوردن معناهایشان - در بسیاری مواقع با زیر و رو کردن مقالات فنی و گاهی با به دست آوردن کپیهای غیرقانونی دفترچه راهنماهای شرکتهای مخابراتی - میتوانستند شبکه تلفن را به کنترل خودشان در بیاورند.
در تلاشهای اولیه فریکرها کشف کرده بودند که با ایجاد فرکانس ۲۶۰۰ هرتز میتوانند خطوط اصلی تلفن را ریست یا فلش کنند و این قابلیت به آنها اجازه میداد بدون پرداخت پول، تلفن بزنند چرا که شرکت مخابرات با شنیدن فرکانس ۲۶۰۰، تصور میکرد که ارتباط از طریق گذاشتن گوشی قطع شده. قابل ذکر است که فریکرهایی مثل جو انگرسیا میتوانستند این فرکانس را حتی بدون هیچ وسیله اضافی و از طریق زدن سوت با دهان هم تولید کنند.
در مراحل بعدی فریکرها چیزی به اسم جعبه آبی ساخته بودند که درست مانند کنسول یک تکنیسین شرکت تلفن عمل میکرد. استیو وزنیاک(موسس اپل و طراح و سازنده اصلی کامپیوترهای آن) و استیو جابز (موسس اپل) هر دو فریکر به حساب میآمدند و از جعبههای آبی استفاده میکردند. در یک هک مشهور، استیو وزنیاک از طریق یک جعبه آبی به کشور واتیکان که مقر مرکزی کلیسای کاتولیک است زنگ زد و با تقلید لهجه آلمانی هنری کسینجر (سیاستمدار بسیار رده بالای آمریکایی و برنده جایزه صلح نوبل) درخواست کرد تا فورا با پاپ صحبت کند (که البته به خاطر خواب بودن پاپ، تماس برقرار نشد).
بعدها نرمافزارهای جعبههای آبی هم برای کامپیوترهای متنوع (از جمله آمیگا) نوشته شدند اما با گستردهتر شدن حضور دستگاههای دیجیتالی در خطوط تلفن و کمی بعد جدا شدن خطوط سیگنال از خطوط مکالمه، کاربردهای تکنیک هک تلفنی (که گاهی فـَــک هم نامیده میشود) کمتر و کمتر شد و خرده فرهنگ فریکرها هم رو به زوال گذاشت.
جعبهآبی، مشهورترین دستگاههای این خرده فرهنگ هکری بود اما جعبههای بسیار دیگری هم وجود داشت. مثلا جعبه سیاه که به دارنده اجازه میداد تلفنهایی دریافت کند که برای تلفن زننده مجانی باشد، جعبه مسی که برای تخریب اموال شرکت تلفن استفاده میشد، جعبه طلایی که برای پروکسی کردن کاربرد داشت (میتوانستید خروجی تلفن را تلفن دیگری نشان دهید) و جعبه بنفش که اجازه میداد از تلفنهای سکهای تنها با استفاده از یک سکه، هر چقدر که میخواهید تماس راه دور برقرار کنید. البته در این فهرست باید از جعبه عنابی هم نام برده شود که با پایین آوردن ولتاژ کاری جعبههای دیگر، شناسایی محل فریکر برای ماموران اف بی آی را سختتر میکرد.
